داستان من و همسرم با زوج شیرازی

میلاد هستم و 38 سالمه و سه سالی میشه با زنم سارا ازدواج کردم.

خوب بزارین اول از خودمون بگیم میلادم سی و هشت سالمه تو یکی از شرکت های بیمه کار میکنم.

همسرم سارا هم آرایشگاه زنونه داره. ادامه خواندن “داستان من و همسرم با زوج شیرازی”

داستان گروهی خانوادگی

سلام به همه ی شما عزیزان بیتا هستم و 21 سالمه ماجرا برمیگرده به هفته ی قبل که برای اولین بار تو زندگیم رقم خورد.

خوب بزارین اول از خودم بگم بیتام بیست و یک سالمه ما یک خانواده ی چهار نفره هستیم من و دوتا از خوهرام و مامانم.

ما برادر و پدر نداریم و بابام خیلی وقت پیش فوت کرده وقتی که ما بچه بودیم. ادامه خواندن “داستان گروهی خانوادگی”

داستان گروهی من زنم با دو تا از دوستام

سلامی مجدد به همه ی شما علمداران راه داستان های خاص . و فانتزی های ناب.

بهرام هستم و 31 سالمه و دو سالی میشه با زنم بهناز ازدواج کردم.

من و زنم فراتر از یک زن و شوهر معمولی هستیم تو هر چیزی که فکرشو بکنین صحبت میکنیم همیشه مشکلی پیش میاد برای هر کدوممون به راحتی به طرف مقابلمون میگییم. ادامه خواندن “داستان گروهی من زنم با دو تا از دوستام”

داستان راضی کردن خواهرم برای گروهی

درود به شما عزیزان خواننده من احسان هستم و 24 سالمه.

قدم هم حدودا صدو هشتاد هستش و پوست روشنی دارم.

داستانی که میخوام براتون بگم مربوط به یک ماه قبل هستش.

بزارین از خانوادم بگم ما یک خانواده چهار نفره هستیم من و بابا و مامانم و خواهرم المیرا. ادامه خواندن “داستان راضی کردن خواهرم برای گروهی”

داستان من و زنم با زن و شوهر همسایه

پیمان هستم و 31 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم عین واقعیته.باور کردن و یا نکردنش با خودتون.

اول از خودم بگم پیمانم سی و یک سالمه قدم هم حداقل 180 هستش و وزنمم 70 کیلو بدنم تقریبا ورزشکاریه.

همسرم الناز هم سه سال از من کوچیکتره و 28 سالشه.

من و الناز چند ماهیه که با هم ازدواج کردیم.

البته ماجرا از اونحا شروع شد وقتی که یه خونه جدید اجاره کرده بودیم یکی از زوج های همسایمون که توی واحد رو به رویی ما زندگی میکردن. ادامه خواندن “داستان من و زنم با زن و شوهر همسایه”

داستان راضی کردن زنم برای

باز هم سلام به شما عزیزان و خوانندگان عزیز وب سایت

من مهیار هستم و 29 سالمه قدم هم 179 هستش و 75 کیلو هستم.

همسرم محبوبه هم 25 سالشه و سه ماهی میشه که با هم ازدواج کردیم.

زوجی هستیم که با هم طوری زندگی میکنیم که انگار سالهاست کنار همیم و تا این حد به هم نزدیک  هستیم و به هم اعتماد داریم. ادامه خواندن “داستان راضی کردن زنم برای”