محارم / گروهی / خواهر / خشن / خانوادگی / افغانی / ارباب و برده / تو ماشین / معلم خصوصی / مامان / زن همسایه / زن شوهر دار / زن سن بالا / زن چاق / دکتر /دوجسنه / خواهر زن / پسر همسایه / برادر  / پدر / خدمتکار

دسته‌ها

داستان من و خواهرم تو ماشین

اقبال هستم و 26 سالمه تو یک خاناوده چهار نفره زندکی میکنیم منو بابا و مامن و آبجی کوچیکم که اسمش نرگس هستش

اون هم سه سال از من کوچیکتره و 23 سالشه هیچ دوم از ما هنوز ازدواج نکرده ادامه خواندن “داستان من و خواهرم تو ماشین”

داستان من و زندایی


داستان سکس خشن با زن دایی حشری ام

سلام دوستان داستانی که قراره براتون تعریف کنم کاملا واقعی و خشن هستش من میثم هستم بیست و هفت سالمه بدن ورزشکاری دارم و هفتاد کیلو و قدم هم ۱۸۵ هستش ماجرا از اونجا شروع شد که برای انتخاب رشته برای کارشناسی ارشد رفته بودم شیراز خونه دایی ام داییم هم ۴۹ سالشه و زن دایی من مهشید هم ۴۱ سالشه و از اونجایی که دایی شغلش طوریه که اکثر اوقات خونه نیست و مدام تو سفرای کاری مشغوله و تاجر هستش.

ادامه خواندن “داستان من و زندایی”