داستان زنم و مرد طلب کار جلوی چشمانم

با عرض سلام به همه ی شما عزیزان کامران هستم و 31 سالمه دو سالی میشه با همسرم رعنا ازدواج کردم اون هم سه سال از من کوچیکتره و 28 سالشه زندگی عالی رو با هم شروع کردیم.

از هر لحاظ بگین چه مالی و چه معنوی عاطفی

ماجرااز اونجا شروع شد من برای پیشرفت بیشتر طمع کردم و هزینه ی بیشتری برای خرید جنس گزاشتم ادامه خواندن “داستان زنم و مرد طلب کار جلوی چشمانم”

داستان من و زنم و خدمتکار زن خونه

باز هم درود به همه ی شماخ وانندگان عزیز داستان خوب میخوام براتون بگم مربوط به هفته قبل هستش که رفته   بودیم خونه ی جدید.

بلاخره هزینه کرایه این چیزا خیلی زیاد بود مجبوربودیم بریم خونه ی جدید اطراف شهر ادامه خواندن “داستان من و زنم و خدمتکار زن خونه”

داستان من زنم و پسر همسایه

سلام به همتون چه اونایی که صای مارو میشنون چه اونایی خودمونو میبینن و چه اونایی ه داستانو میخونن بله سلام به روی گل ماه یک یکتون.

امید وارم حالتون خوب باشه زیاد نمیخوام برم تو حاشیه داستان از اونجا شروع شد یه روز که جارو برقی خونه خراب شده بود پسر همسایمون که تو کار تعمیرات لوازم خانگی بود رو اورد که بیاد ببینه مشکلش از چیه ادامه خواندن “داستان من زنم و پسر همسایه”

داستان زنم و برادرم

سلام به تمام نقاط بدن تون از جمله اونجایی که شما ازش خوشتون میا یا من خوش میاد کلا والی سلام و علیک


این سری اومد با یک داستان خیلی خفن و پر طرفدار مطمئنم بیشترین بازدید از این داستان بشه خوب بریم سراغ داستات

ادامه خواندن “داستان زنم و برادرم”