داستان زنم با طلبکارم به خاطر قرضی که داشتم

بهرام هستم و ۳۷ سال ۵ ساله میشه با همسرم نازنین ازدواج کردم

رابطه ما خیلی با هم نزدیکه ولی چند مدتی که یکم سرد شده البته خانم حق دارد چون به حرفش گوش نکرده بودم چون طمع کردم واسه کسب درآمد بیشتر از مبلغ هنگفتی از زندگیم را پرده بکارت پوست ولی از آنجا که تجربه نداشتم و خودت میدونی کار سختی و تخصص میخواد من که بلد نبودم البته اول یک مصر را کردم ولی بعدش جبرانش کردم گفتن فقط ضرر جبران بشه ازش میکشم کنار خلاصه می شد که تصمیم گرفتم برم بیرون کشیدم بیرون کرده بودم و دوباره به دست آوردم خانومم خیلی خوشحال شدم خدا را شکر که مرسی عزیزم که تو نرفته تو کار ولی چند مدتی بود یکی از دوستان خیلی بهم زنگ زد و گفت داداش بیا باهم می یابد پیدا کردم خیلی ماه گفتم چرا هیشکی گفت باید حضوری صحبت کنیم تلفن نمیشه خلاصه این کارو کردی با هم قرار گذاشتیم تو خونه رفتم خونش سلام احوالپرسی گرمی کرد احساس می کرد که چی شده گفتم داداش چیز خورشیدی من که صد باره دارم میام هیچوقت ندیدم تو اینقدر منو طرفی بگی من نگاه کن چی شده گفتم مخملیه این چه حرفیه داداش گفتم مشتی زکی چه کاری تو می کنی نیستم بچه نیستم گولم بزنی ولی کار خوب نباشه من میدونم با تو چیکار کنم با مدرک باید بیاید داداش گفت باشه داداش اصلا نگران نباش این حرکت می زنیم از ساسی میتونید این کار رو میزنیم کنار گفتم چه کاری داداش گفت پیش بینی �بته است منزل شرط بندی گفتم داداش من تو کار شرط‌بندی عمرم باشم که دیدم خیلی اداره اصرار می کنم منم کوه خورد کرده گفتم داداش خودت چه چیزی در نیاوردی گفت تصمیم گرفتم با تو شروع کن گفتم داداش یعنی اونایی که میبینی کل پول در بیار ممکنه هر لحظه دوباره همین قدر بود چند برابرش از دست بدم در نظر بگیریم که گرفته میشه نسبت به جایی که داده میشه کمتر یعنی چی ۱۵ درصد است مبالغی که توی سایت های شرط بندی همه کارا رو میدن ۱۵ درصد مستقیم میره سر خودت گردانندگان این ساعت با سه میلیون میلیاردر شدم ای دوستان عزیز منم همین کارو کردم و همین کار من باعث قرض و طلب خیلی بره بالا طرف کارهائی می آمدم دم در خونمون آب و نذاشته بودم برام چیکار کنم حماقت کرده بودم از یه چاله کوچیک رفته بودم به چاه بزرگ به قول شاعریه احمق می تونی یه سنگ یا به اندازة که هزارتا اول نمیتونن رو در بیارم شجریان همین دوستان موقع سایت‌های شرط‌بندی عضو شین مثل من وامدار نباشین که طلبکار بیادم در خونتون و هی دنبال قرار داشته باشه خودش بخواد کود تبلیغات نخل این منم همین تبلیغات خوردم تبلیغ دوست دارم آدم از هرکی انتظار برای نجات دوستش تا آخرین داستان درس گرفته باشیم تا یه داستان دیگه ما را به خداوند باری تعالی را می سپارم

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *