داستان زنم با رییس شرکت

سلام به شما همه عزیزان در صحنه من عباس هستم و ۲۷ سالمه دو سالی میشه که با همسرم سارا از ازدواج کردم

Woman in a Muslim scarf

زندگی ما خیلی خوبه اونجایی که بود که منو از کار اخراج نکرده بودم آخه اخراج کرده بودن البته تقصیر خودم و خصوصی و که درآمدش بالا بود به شغل دولتی که درآمدش تقریباً کم بود �ینه‌ای کردم رئیس شرکت میتونه یکی از فامیل های خودش را بر سر کار البته بعدا فهمیدم همون فامیلش باعث ورشکستگی که شرکت چی میشه کلیه اختلاس کرد البته ناراحت نشده بودم کارمندان واسه دوستانی که اینجا کار می کردند بیکار شدم همسرم هم دنبالش ولی هرچی میگم نمیتونست شغلی مناسب پیدا کنه شرکت خصوصی من مخالفت کردم داشتم چون تجربه تلخی داشتم همسرم گفت کردم هم کار کنم حداقل بخورن میری دربیاید چرخ زندگیمون بچرخه که بالاخره راضی شد من و همسرم هم چند ماه گذشت احساس کردم آخرای اینکه اما این ماه سوم رابطه شون خیلی سبز خیلی ناراحت بود خیلی دپرس بود نمیدونم چرا می دونستم یه مشکل خیلی بزرگ تو دلش سنگینی می کرد و نمی تونه بهم بگه تسلیم نمی شدم رفتم تا بفهمم مشکل از کجاست با همسرم صحبت می کردم گفتم تو شرکت چه اتفاقی افتاده چیزی نمی گفت خدا را شکر که همه چی خوبه تصمیم گرفتم یه بهونه ای خلاصه رفتم اونجا که دیدم اینجا نشستم �م صحبت می‌کند هر بچه نمیدونستم من شوهرشم گفتم سیکتیر بابا گفتم ببخشید گفتن خفه شید گفتن حرف زدن بکش گفتم میدونید اونی که پشت سر صحبت میکنین همسرم نه گفتم خیره شده بودم ولی موقعی که فهمیدم دارم در مورد همسر من صحبت می کنم صداشو ضبط کردم که بهشون گفتم دوباره از این کار را نکنید اگر نه رئیسبازم صداشون در حال گریه کردن بود گفتم آرهگفتم به همین خیال باش گفتم رفتم پیش دفتر رئیس شرکت شما در باره این تعریف که باور نمی کرد که پشت سرت کارمند داشت صحبت می‌کنم که شاید پدرکشتگی داشته باشم و نه صدای ضبط شده شو فرستادم براش وقتی که از اونجا رفتم رفتم خونه تو واسش فرستادم هیوندا جواب نمیدم اس ام اس فرستاد که میگفت ببخشید واسه من فرستادی تا فردای آن روز تا اخراج شدم و دو کارمند جدید طرح حصیری تا دختر سر به زیر و با افتخار دختر احمق که سرگرم ایشون غیبت کردن دوستاش که تا آخر داستان همراهی کرد این داستان واسه دوستانی که قیمتی �ه یکی نیست بگه آخه شامپانزه آخه میمون بانک وام زشتی تعلق میگیره که عمل زیبایی انجام میده آخه وقتی میگم بهتون میمونی تو همیشه میمونی که بهتون بگم میمون عزیز خودتون درست کنید این‌قدر ناله نکن از زمین و آسمان مشکل از خودمونه خودمون درست کنیم

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *