داستان خشن تو بازی ارباب و برده

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

می خوام براتون تعریف کنم یا فونت خاص و فانتزی دوست داشتم را بازی کنم البته خیلی هم دوست داشتن نقش ارباب باشم این خانم که با هم ازدواج کردیم که گفتم عزیزم تو از بال من باش من خودم میشم تا قیامت بر دل این حرفا چیه عشقم تو بشو اربابم میشم تا قیامت تعصبتو میکشم شوهر عزیزم خودم هم بیشتر شبیه زن متولد مرداداثر کار بدون رفتن به خانم سلام علیک باشه افتاد میتونن چرا میزنی خفه شو خودت گفتی حالا خودم اونجا این بازی می کنی دیگه برده من باش کسی های من را ببینی اینجا چه کار کنم از قانون بیکاری انتظار نداشتم این منو کتک میزد حیوان شراب میزنم الان زنان که مردان میزنم حقوق مدافع مردان حقوق مدافع زنان که سنگ سینه زنان می زنند بسیار صورت شد این زندگی مارو ببینه همین بود ما مرد حامله بشیم بالا دختر حامله شدن و بچه آوردن خدا خودش بخیر باشه دوست دارم همسرتون تا دیروز که میگفت من برنده میشم برای خودش شده ارباب من برنده شدم البته یه تیر دو نشون خودم از خداحافظ عشقم ولی دیگه نه دیگه تا این حد و نشکند �نه جامعه سیاسی انجام داده بود اونا هم از پشت بسته این جریان ارباب‌برده خدا بخیر کنه داستان واسه اون دسته از دوستانی هستش که دنبال همچین فانتزی های مسخره می‌کردند چون می‌خواستم این کار را می‌کنند البته حق داریم مشکلات روانی و اینکه کسانی هستن این کار را تعویض می داند دلایل اصلی هستند و قطع کننده این زنجیر بدبختی باشیم مثل مسی و دوست دارم به خدا میسپارم داستان ارباب و برده است تعریف کنند من بگید مرسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *