داستان زن دوستم

سلام به همگی بهراد هستم و ۳۱ سالمه تو بانک کار می کنم

تنها کارمند بانک هستم کنم کیست مناسب پیدا نشده پیدا شده ولی خودم تو دل بودم میخواستم �فات که تو دوران مجردی که میشه انجام داد و برم بعدش ازدواج کنم بعد وقتی که پیر شدم با خودم من جوونی نکردم من عشق و حال نکردم ولی فانتزی من سخت می‌کرد با فانتزی یه جوونی که هم سن و سال من بود بله شاید این داستان رو باور نکنید ولی قضاوت با شما دوستان �ن که دیگه هر کدوم از ما چه لذتی بیشتر از همه دوست داریم متفاوت هر کسی نظر و عقیده و باورهای واسه خودش داره منم باور و نظر و ایده‌های خودم رو تو ذهنم داشته و فانتزی های خاص خودم رو داشتم به نظرتون شما واسه جون چی کار هایی میتونه انجام بده که وقتی که مطرح شد انجام اونا خیلی سخت باشه و یا هم ممنوع باشه من لیستی از یه سری از آرزوهام داشتم میخواستم انجام بدم با دوستم به نام هم مشورت می کردم من خیلی پایین بود اون میگفت داداش هرچی وقتی داری تو مجردی خالی کن وقتی که متعهد میشی دست و پا گیر میشه ولی خوب ازدواج کردی هر چیزی جای خودش نیست که هر کسی ازدواج کرده شب بهتری داره هرگز ازدواج نکرده ولی یه چیزایی هستن باید تو دوران مجردی انجام بدید که عقده نشناسد دوران متاهلی که گفت گفتم اصلاً چه چیزهایی داداش دوست دارم واسه من تعریف می کرد کاری که تو مجردی خاص انجام بده ولی نشد و هم مثل شده بود ولی من اون تصمیم گرفتیم نقدهایی که از دوران قبل از ازدواج داشتیم را برطرف کنیم بلکه باید نکردم ولی خوب پیشگیری بهتر از درمان است رفتیم لیست فانتزی های رفیقم ولی واسه این کار باید یه جوری اجازه چقدر دلش میگرفت یه جوری رفتو تعطیلات بالاخره می کردیم که سفر کاری پیش اومده تصمیم داشتیم واسه چند هفته که تعطیل شده بودی با خانمش صحبت کنیم اجازه ازش گرفتیم و گفتید ما میریم یه سفر کاری تو یه سری از بانک ها یکی از کارمندان تازه وارد اینقدر و استخدام شدند که باید به آنها آموزش دهیم در مورد بانکداری و چه جوری کارشناسی انجام دادند �لش باور نکردم ولی نمی دونست که بهترین دوست داشتنی دوست و همسرش من به من زنگ بزن منم قبول کردم و گفتم آره همسرت درست میگه من اون باید بریم سفر کاری رئیسش رئیس بانک به ما گفت البته با رئیس بانک مهر ماه نکرده بودم اون هم قبول کرد که خانومش بهش زنگ زده بود که با رفتی سفر کاری خلاصه سفر کاری نبود می‌خواستیم دور دنیا سفر کوچولوی داشته باشیم از تورهای مسافرتی صحبت کردیم مشورت کرد و تصمیم گرفتیم به آلمان بعد از این جا چند کشور اروپایی دیگر ایتالیا این جور چیزا باربند ۲۰۶ هرچی بگی اون داشت حتی کوچکترین آثار تاریخی و تخت جمشید نخود داشتن از دوران چند هزار سال پیش دور برای اندازه یک اتاق تصمیم کرده بودم که بعد از آن خود داریم البته نظام میگم دوستان �ی یه جورایی به صورت کاریکاتور اینطور میشه ولی ما تخت‌جمشید تو داریم متاسفانه اینطور باید شود جهانی نشده خلاصه مناطق سرسبز و زیبا و کنار تو پا واقع مناطق زیبایی داشت عهده داشتیم از جمله ایرانگردی سفر اینجا خالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *