داستان خانوم دکتر خوشگل با پسر شیرازی

سلام به تک تک شما دوستان عزیز من ارش هستم ۲۵ ساله

ماجرایی که می خوام براتون تعریف کنم در مورد خانم دکتری هستش که تقریباً دو ماه پیش رفته بودم مطبش خودم دین از اول شروع کنم �نواده چهار نفره زندگی می‌کنند من مامان بابام و یکی از آبجی ها که اسمش مهدی هستش اونم سه سال از من کوچیکتره و تازه ازدواج کرده داشتم می گفتم دنبال این بودم که عمل زیبایی انجام بدم بعد از عمل زیبایی بینی می خواستم ببینم عمل کنم از بچگی همیشه مورد تحقیق قرار می‌گرفتند هرکی یه لقب رو میذاشتین گفتم آخوندی گفت پینوکیو هر کسی یه چیز میگم از بچه عقده ای دماغ کوچک و جمع و جور داشتم اما مشکل این بود که با خانواده که در میان گذاشتم و گفتند که عزیزم پسرم ما پولی نداریم با خودم تصمیم گرفتم هر موقع بزرگ شدم یه پول پلی چیزی به دستم اومد دارم حداقل این بینی سال مرد را عمل کنم خلاصه دوران دانشجوی ترم آخر بودم که تصمیم گرفتم برم بیرون ولی با خودم گفتم اگه اینکارو کنم خوب معلوم مسخره می کنم گفتم که ترم آخر می کنم دیگه کسی منو نمیبینه که مثلاً بخواد منو تحقیق کنه و بگه که چرا بی تو این دلی کردی اونو کرده و خلاصه یکی یکی از دوستای صمیمی صحبت کردم دختر خاله اش دکتر عمل زیبایی بینی بود �اصه شماره منشی شد ازش گرفتم یه روز رفتم البته پسرخاله من اومده بود باهام که حداقل سفارش منو بکنه خلاصه با هم رفتیم اونجا وقتی رفتیم داغ وقتی که نوبتی می شد البته ما میتونستیم بدون نوبت بگیریم ولی اینقدر کشور داشتیم و ما دوتا اتفاق نظر داشتیم که وقتی ما می‌بریم که نوبتمون شد چون واقعا حیفه حق پایمال کنیم زودتر از بین ببریم در سایت در صورتی که نوبت من شده بود خلاصه رفتیم اونجا وقتی که قدم اول را برداشتیم خانم دکتر سرش پایین بود که گفت خب بفرمایید مریضت بعدی گفت و شنید اینجا سرش پایین بود و این حرفا رو زده بود البته ما رو ندیده بود سرشو بالا کرد ما تو نبود پسرخالش دیده بود خیلی جالب بود کلی سلام و احوالپرسی گرمی با شکر گفت چه خبرچه را انجام دهد این کنیم که عمل زیبایی انجام داده گفت نه عزیزم دوستم آوردن در واقع آقا پیمان یکی از بهترین دوستان هستش و رو عمل زیبای بینی خیلی حساسی منم گفتم دختر خالم یکی از بهترین دکترهای زیبایی حال حاضر کشور هستش وخصوصی که داشت و بلندی که بیش از حدی که داشت گل بشه �سی دوستان عزیز از این که تا آخرین داستان ما را همراهی کرده واقعا داستان جالبی بود داستان بیمار و دکتر بله بیمار پسر و دکتر زن به خانم دکتر که میشد دختر خاله بهترین دوستم عمل را انجام داد واقعاً راضی بودم دوستان اگه شما هم می‌خواهم عمل زیبایی انجام بدین حتما حتما پیش دکترهای بر اینکه واقعا کارشون درسته سلامتی چیزی نیست که آدم به این چیزا توجه نکنه مرسی تا یه داستان دیگه شما را به خدا میسپارم به بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *