داستان من و برادرم پاشا تو اتاق خواب

درود به همه دوستان پاشا هستم 25 ساله اهل تهران با مامان بابام برادرم توی یه خونه توی مرکزشهر زندگی میکنیم.

من پنج سال از داداش ام بزرگترم یه جورای مسعولیتش با منه از بچگی تا به امروز سعی کردم برادر خوبی براش باشم,

اما چندوقتی بود که رفتارش حرفاش خیلی تعقیر کرده بود صداش هم زخیم تر شده بود اولش فکرکردیم تعثیرات سن بلوغ هست زیاد جدی نگرفتیم.

تا چند وقت بعد دیدم شبا توی خواب راه میره واقعا ترسیده بودم بعضی وقت ها هم توی خواب بلند بلند حرف میزد مامانم که خیلی نگران شده بود.

بهم گفت پاشا جان دیگه دارم نگران داداشت مسعود میشم واقعا کاراش غیره عادیه باید یه فکری براش بکنیم ازاون روز به بعد همه شب ها نوبتی نگهبانی میدایم به اتاق خوابش خیره شده بودیم.

که یه شب صدای جیغ مسعود هممونو از خواب بیدارکرد واقعا خانواده شکه شده بود که چه اتفاقی برا برادرکوچیکترم افتاده ی دفعه متوجه شدیم.

که توی خواب تشنج کرده سریع زنگ زدم اورزانس اومد مسعود بردن بیمارستان اونجا بود که فهمیدیم داداش ام شب ها فیلم ترسناک نگا میکرده به خاطرهمین هم بود این حالت بهش دست داده بود.

بابام ازم خواست تا چند مدت تخت منو مسعود یکی باشه اولش قبول نکردم تا اسرار کرد دیگه راهی نداشتم اون شب من بودم برادرم مسعود توی یه اتاق توی دلم میگفتم یعنی واقعا این کارا لازمه تا این که وقتی خوابش برد موبایلش برداشتم توشونگاه کردم وای باورم نمیشود

توی گوشیش پر بود از فیلمای سینمایی ترسناک دیگه اون موقعه واقعا ترسیده بودم.

نکنه توی خواب بلای سرم بیاره با اون اختلال خواب گردیش بلخره چند مدت بعد با مشورت با خانواده براش رفتیم خواستگاری تا ازنگهبانی دادان نگران بودن خودمونو نجات بدیمو

خدارشکر که بعد ازدواج نحال برادر بیچارم خوب شد دیگه مشکل خواب نداره انگار خوب با همسرش گرم گرفته این خاطره گفتم تا خانواده ها چشمشون روی این موضوع های مهم راحت نبندن.

همیشه سعی کنند بچهاشونو کنترل کنند و رو کاراشون نظارت داشته باشند.

داستان گی ایرانی با برادر کون دادن زوری و خشن تو گی حشری باحال سکسی با برادر سکس با داداشم گی ایرانی خانوادگی گی تو اتاق خواب 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *