داستان شب اول عروسی

سلام به شما عزیزان دلم مهران هستم و 29 سالمه قدم 178 هستش و وزنم هم 71 کیلو هستش و دو سالی میشه که با همسرم ترانه ازدواج کردم.

اونم هم 26 سالشه و تو یکی از شرکت های خصوصی سهام کار میکنه.

ماجرا از اونجا شروع شد که قرار شد به یاد ایام قدیم و اول ازدواج و ماه عسلمون بریم شمال.

رفتیم خودمونو اماده کنیم برای اینکه بتونیم فردا با هم بریم لوازم مورد نیاز سفر رو برداریم.

روزم وعود رسید و ما هم تصمیم گرفتیم بریم شمال تو راه که داشتیم میرفتیم یادم رفت که برم پمپ بزنین بنزین بزنم.

بعد گفتیم تو راه اولین پمپ بزنین برم بنزین بزنم که دیدم یکی از رفقای قدیمیمو دیدم که گفتم حال شما احوال شما اینجا چیکار میکنی اونم گفت دارم میرم سفر

گفتم به سلامتی کجا میخواین برین گفتن میریم شمال بهش گفتم اتفاقا ما هم قراره بریم شمال تصمیم گرفتیم پس تو یک ماشین با هم بریم جفتمون با خانوم هامون صحبت کردیم تا با هم بریم.

هیچی حرکت کردیم رفتیم شمال چند ساعتی طول کشید که بلاخره رسیدیم شمال اول رفتیم دریا/

کلی هم عکس یادگاری گرفتیم و شنا هم کردیم و بعد تصمیم گرفتیم بریم یکی از ویلاهای بزرگ رو اجازه کنیم و هزینشو هم نصف نصف با هم پرداخت کنیم.

وهمینطور هم شد

پایان قسمت اول

داستان سکسی شب اول عروسی داستان سکس کوس و کون دادن شب اول عروسی خاطره سکس زن شوهر در شب اول عروسی کس دادن و ساک زدن شب زفاف سکس باحال حشری شهوانی شهوتی ایرانی واقعی شب اول عروسی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *